ابراهيم عاملي ( موثق )

163

تفسير عاملي ( فارسي )

كه چون براى پيدايش انواع موجودات از حقايق عالم الهى كه ماده و زمان در آن متصوّر نيست بايستى صورتهائى كلَّى مانند صورتهاى متخيّله ى انسانى در جائى كه متخيّلة الكلّ است منعكس و نمودار شود تا بتدريج به شكل فرد مادى موجود شود . از اين جهت مىگويند : آسمان بالاى سر ما متخيّله ى جهان است كه صورت آفريده ها در آن متمركز است و از آنجا بصورتهاى فردى مادّى موجود مىشود . پس از اين مقدّمه مىگوئيم : بعضى از نفوس بشرى بواسطه ى كمال صفا و ارتباط بعالم حقيقت ممكن است مانند آئينه در جلو متخيّله ى جهان قرار گيرد و صورتى از آن واقعيّات در نيروى خيال و متخيّله ى او منعكس شود كه عين حقيقت است مثل خوابهاى راست و درست كه آنها را رؤياى صادقه مينامند و قسمتى است شبيه وحى و الهام كه تفاوتشان به اين است كه يك فرد لايق در بيدارى با اراده خود را از توجّه و اشتغال بخواصّ حياتى بر كنار مىكند و بآسودگى بعالم لاهوت خود مربوط مى - شود و بمشاهده و كشف حقايق مىپردازد ، ولى در خواب بموجب طبيعت و بى - اختيار رابطه ى سابق الذّكر يعنى برابرى آئينه خيال با متخيّله ى جهانى برقرار مىشود و در خواب حقايق را مىبيند كه محتاج بتعبير نيست مثل خواب پيغمبر كه در قرآن گفته شده است « لَقَدْ صَدَقَ اللَّه رَسُولَه الرُّؤْيا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ » تا آخر و مدّت ششماه پيش از وصول بمقام نبوّت مقدّمه ى وحى به آن حضرت خوابهاى راست و درست بوده است . و گاهى اين نمودارى صورت حقايق عالم چه بخواب و چه ببيدارى جورى است كه مطابق با اصل صور حقايق نيست و متخيّله چيزيرا درك كرده است كه مناسب با اصل حقيقت و لازمه آن است ، از اين جهت اگرچه راست است و درست ولى بايد تعبير و تأويل شود تا اصل حقيقت معلوم شود . 3 - بعضى از اين نفوس بواسطه ، كمال ورزيدگى و حصول ملكه ى مخصوص و ارتباط بعوالم ملكوت و مبادى عاليه ، گاهى چيزى بر زبان يا دستشان نمودار مىشود كه عقول تيره و ناقص آن را نمىپذيرد و براى دلهاى روشن و دور از تيرگيهاى جهل